تبليغاتX
عمو پورنگ نفس من بیده
عمو پورنگ نفس من بیده
 
       


ادامه مطلب

دلتنگی

سلاااااااااااااام.امروز بالاخره بعد از ۱ روز و نصفی دلتنگی عمو پورنگم میبینیم.دلم واسه عمو گلم قد یه نخود شده بود.(شایدم بیشتر)دیگه کمی کمی داشتم دق میکردم.

اخه چرااااااااااااا؟؟؟؟؟؟نه من میخوام بدونم چرااااااااا؟؟؟؟؟؟چرا ما باید یک روز در میون(«شنبه»«دوشنبه»«چهارشنبه»)عمو پورنگ ببینیم؟؟؟؟؟؟بعد امیر محمد هر وقت که دلش واسه عمو پورنگ تنگ شد میتونه عمو رو ببینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هاااااااااااااااااااااااااااا.اخه چراااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب من که نمیتونم مثل امیر محمد عمو رو هر روز از نزدیک ببینم.برم تو بغلش.بوسش کنم.ولی حداقل میتونم که عمو گلم هر روز از تلویزیون ببینم.این خواسته زیادیه.

ولی نه.نمیخواد.من که دوست ندارم عمو پورنگم خسته بشه.یه مو از سر عمو گلم کم بشه من میمیرم.درست هر(«یکشنبه»«سه شنبه»«پنج شنبه»«جمعه»)من در انتظار عمو پورنگ وزن کم میکنم.ولی وقتی عمو پورنگ سر حال و شاد میبینم منم شارژ میشم و دوباره  وزن اضافه میکنم.

خوب حالا بیاید یه قرار بزاریم.قرارمون ساعت عشق(ساعت شروع برنامه عمو گل)پای تلویزیون.

قرارمون یادت نره.دیر نکنی منتظرم.

سلاااااااام.خوبین همه.امروز بالاخره بعد از ۴ روز چشممون به جمال عمو پورنگ روشن شد.از جمعه دیگه عمو گلم ندیده بودم.

روز شنبه از صبح بی صبرانه منتظر ساعت ۵:۱۰ دقیقه بودم که عمو پورنگ ببینم.ولی از اونجایی که روز جشن و تعطیلی بود برنامه عمو رو بعد از اخباره ساعت ۲ گذاشت.منم که بی خبر بودم گرفتم تخت خوابیدم.ساعتم کوک کردم روی ۵  که برنامه عمو پورنگ به موقع ببینم. وقتی از خواب بیدار شدم یک راست رفتم تلویزیون روشن کردم.تا ساعت ۵:۳۰ دقیقه منتظر بودم.ولی خبری از عمو پورنگ نبود.داشتم یه ریز غر میزدم که چرا عمو پورنگ نمیده.یهو خواهرم اومد تو اتاق.گفتش که یاسمین برنامه عمو پورنگ ۲:۳۰ گذاشت.من میگید اتیش گرفتم.انقدر جیغ زدم و گریه کردم تا اینکه خسته شدم.ولی یک بند تا شب غر زدم. به خواهرم گفتم چرا من بیدار نکردی.میدونید چی به من گفت.گفتش که اومدم بیدارت کنم دیدم تو خواب شیرینی.دیگه دلم نیومد بیدارت کنم.خلاصه این از شنبه.

یکشنبه هم که خود عمو پورنگ برنامه نداره.دوشنبه هم باز پای تلویزیون منتظر عمو پورنگ بودم که چند دقیقه بیشتر طول نکشید فهمیدم امروزم عمو پورنگ نیست.باز خورد تو ذوقم.سه شنبه هم که باز عمو وپرنگ برنامه نداره.

تا امروز.دیگه امروز مطمئن بودم که اگه باز عمو پورنگ نبینم پس میفتم.ولی همین که عمو پورنگ دیدم جون دوباره گرفتم و خنده رو لبام نشست.

اینم از داستان امروز.تا بعد.


پورنگ در مهر اباد

سلام.امیدوارم خوب باشید.از اونجایی که این وبلاگ به عشق عمو جون پورنگم درست کردم امروز میخوام یه خاطره از عمو گل براتون تعریف کنم.خاطره اولین باری که عمو پورنگ دیدم.وااااااااااای.چه روزی بود اون روز.

میخواستم بیام اهواز به خاله جونم سر بزنم.توی مهراباد روی نیمکت نشسته بودم منتظر.

یهو دیدم بچست که داره میدوه.از جیغاشون یه امیر محمد شنیدم .از یکی از اون بچه ها پرسیدم چه خبره.گفتش که  امیر محمد که توی برنامه عمو پورنگ اونجاست.برگشتم پشت سرم نگاه کردم.یهو امیر محمد دیدم.ولی نمیدونستم عمو جوووووووونمم تو فرودگاهه.

دیدم  صدای جیغ بچه ها بلند تر شد.بازم دوزاریم نیفتاد.دیدم یه دختره همینطور داره میدوه و میخوره زمین.اه از نهادش بلند شد و با صدای لرزان و چهره ایی رنگ پریده همینطور داد میزنه میگه بچه هااااااا  بدوید عمو پورنگ.

واااااااااای.دنیا جلوی چشمام تیره و تار شد.نمیدونید چه حالی داشتم.یه خانم جفتم نشسته بود ازش خواستم یه لحظه مواظب وسایل من باشه.تا من برم و برگردم.ولی نگفتم میخوام برم عمو پورنگ ببینم.وگرنه بهم میگفت دختر گنده خجالت بکش عمو پورنگ مال بچه هاست.گفتم می خوام برم یه چیزی بخرم بخورم.

قدمام سنگین شده بود.چشمام سیاهی می رفت.قلبم داشت از کار میفتاد.سیمام قاطی کرده بود.نفسم تو سینم حبس شده بود.

اونجا بود که دیگه هیچی نفهمیدم.نمیدونید همین ۱۰ دقیقه ایی که من عمو پورنگ دیدم چی به سرم اومد.هیچ چیزی رو نمیدیدم به جز عمو پورنگ.عمو پورنگ.عمو پورنگ.چقدر در ارزوی دیدنش بودم.همیشه وقتی برنامه عمو پورنگ میدیدم با خودم میگفتم  خدایا یعنی میشه من یک بار فقط یک بار عمو جونم از نزدیک ببینم.برم پیشش.باهاش حرف بزنم.بهش بگم عمو جون دوست دارم.

اه.اه.اه.ولی اون روز یعنی ۹/۶/۸۵  که من عمو پورنگ دیدم حتی نتونستم برم یه سلام خشک و خالی به عمو گلم بکنم.نتونستم برم چون  تو شک بودم.چون زبونم نمی چرخید  با عمو گلم حرف بزنم.تو شک بودم تا مدتها.

ولی اون روز یکی از بهترین روزای عمرم بود.

اون روز گذشت.ولی عمو جون بدون اینجا یه نفر هست که قلبش فقط به خاطره تو می تپه.


سلام.اسم من یاسمینه.18 سالمه و این وب لاگ فقط به عشق عمو پورنگ آپ میکنم.
خوشحال میشم برام نظر بزارید.

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو وبلاگ
تیر 1387
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385

پيوندها
پیام
پگاه
افروز
راضیه
صبا
نسیم
شیما
ننه خاور(بی بی ماندانا)و گلنار جون
عاطفه(نجوای دل)
ننه ملیحه
لادن
شهره
ندا
مريم
مريم
مظهر گلی
الهام
عرشیا
خاله مریم و فنگوله جووووووووون
My Green Dream...(Perin)
زهره جوووووووووون
سولماز
شاسخین و بازیگران(محیا)
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پيوندهاي روزانه
عمو پورنگ
آرشيو پيوندهاي روزانه

  RSS  
پرشين وبلاگ